پدیدآورنده: علی اصغر بابانیا ،
،
در لابلای اوراق زرین تاریخ اسلام چهرههای درخشانی در سکوتمرگبار ستم فرمانروایان غاصب مکتوم مانده است. کاش تاریخنویسان،به جای آن همه کتابها که در باره اهل دوزخ نوشتهاند،در راه شناساندن تندیسهای زهد و پاکی و الگوی مقاومت تلاشمیکردند. بیتردید اگر چنین بود، فریادگران بیداری را در سکوتتاریک تاریخ فراموش نمیکردیم. این نوشتار به معرفی یکی از چهرههای ناشناخته تاریخ پرداختهاست. آن که نامش را امیر مؤمنان(ع) برگزید; همراه جابر بنعبد الله انصاری از اولین زائران حرم امام حسین(ع) بود; خطبهفدک و زیارت اربعین را روایت کرد و در شمار مبارزان شجاع جای گرفت.
ولادت
با طلوع خورشید حکومت علوی در کوفه، غنچهای شکوفا شد تاتماشاگر آفتاب امامتباشد. گرچه تاریخ دقیق این واقعه مشخص نیست; ولی میتوان گفت:در سالهای 36-40 قمری، روزی سعد بن جناده به آستان حضرتعلی(ع) شرفیاب شد; ولادت فرزندش را به عرض حضرت رساند و تقاضاینامگذاری کرد. حضرت نوزاد را در آغوش گرفت و فرمود: «هذاعطیه الله» این نوزاد عطا و موهبت الهی است.(1) حضرت علی(ع)بعد از مراسم نامگذاری، برای عطیه صد درهم حقوق ماهانه تعیینفرمود و پدرش با دریافتحقوق برای کودک غذا تهیه کرد.(2)
خاندان عطیه
عطیه عوفی در یکی از خاندانهای معروف عرب که از طایفه بکالیبود، چشم به گیتی گشود. بکالی تیرهای از قبیله بنی عوف بنامرؤ القیس شمرده میشد و در بین قبایل عرب شان و منزلتی خاصداشت. چون عطیه از قبیله بنی عوف بود، به او عطیه عوفیمیگویند.(3) گویا مادرش در شمار اسرای آزاد شده رومی جای داشتو همسر سعد شمرده میشد.(4)
مقام علمی عطیه
عطیه، از نظر طبقات رجالی، در گروه تابعین جای دارد; یعنی ازطبقهای است که پیامبر اکرم(ص) را ندیده و بدون واسطه سخنی ازوی نقل نکرده است. او از اصحاب حضرت علی(ع) و امامان بعد ازاو تا امام محمد باقر(ع) به شمار میآید. (5) عطیه از دانشمندانبزرگ و اسلام شناس عصر خویش شمرده میشد و از چنان مقام علمیبرخوردار بود که حتی دانشمندان اهل سنت نیز او را مورد اعتمادمیدانستند و دانش تفسیری و حدیثیاش را تایید میکردند.(6)
اساتید و شاگردان عطیه
عطیه استادانی برجسته داشت که در اسلام و تشیع از جایگاهی والابرخوردار بودند. کتاب «تهذیب التهذیب» نام هشت تن ازاستادان وی را برمیشمارد. کتاب «طبقات» شش تن از استادانشرا معرفی کرده و از دیگران نام نبرده عبد الله بن عباس وجابر بن عبد الله انصاری از معروفترین استادان او شمردهمیشوند.(7) این شخصیت علمی شاگردان بسیاری تربیت کرد. کتاب«تهذیب التهذیب» نام شانزده تن از آنها را ثبت کرده است.اعمش و پسران عطیه (حسن و عمر و علی) در این گروه جایدارند.(8) علی بن عطیه از اصحاب امام صادق(ع) نیز به شمارمیآید.(9)
آثار علمی
1- تفسیر قرآن عطیه دستپرورده استادی بزرگ چون ابن عباس بودو پنج جلد تفسیر قرآن نگاشت.(10) دانشمندان اهل تسنن از اینتفسیر بهرههای فراوان بردهاند. آثار عطیه نزد علمای اهل سنتمعتبر است.(11) و بزرگانی چون طبری، خطیب بغدادی از آثار ایندانشور بزرگ بهره فراوان بردند.(12) عشق عطیه به علوم قرآنی وانس وی با قرآن به اندازهای بود که خودش میگوید: من سه دورهتفسیر کامل قرآن را نزد ابن عباس آموختم و قرآن را نیز هفتادبار در کنارش خواندم.(13)
2- خطبه فدک دومین اثر جاودان عطیه خطبه فدک حضرت زهرا(س)است. حضرت این خطبه را در مسجد النبی ایراد فرمود. عطیه آن رابرای عبد الله ابن حسن مثنی، پسر امام حسن مجتبی(ع) نقل کرد ودر تاریخ به یادگار نهاد.(14)
3- زیارت اربعین یادگار جاودان دیگر عطیه زیارت گرانقدر و باعظمت اربعین ابا عبد الله الحسین(ع) است. او همراه جابر ابنعبد الله انصاری، صحابی بزرگ پیامبر اکرم(ص) در اربعین شهادتامام حسین(ع) کنار تربت مطهر آن حضرت حضور یافت، اشک ماتمریخت و نامش را به عنوان نخستین زائر کوی حسین جاودانهساخت.(15) جایگاه زیارت اربعین چنان والاست که امام حسنعسکری(ع) فرمود: یکی از علامتهای مؤمن زیارت اربعین سید الشهدااست. (16)
ابعاد شخصیتسیاسی عطیه
1- زبان گویای ولایت علوی عطیه، که پرورشیافته مکتب تشیعراستین بود، آموختههایش را با زبانی گویا برای جامعه اسلامی وتاریخ بیان کرد و به یادگار گذاشت. آن بزرگوار به شیوهای زیبابه دفاع از حریم ولایت علوی پرداخت. بدین جهت نامش در سندبسیاری از روایاتی که منزلت و فضایل حضرت علی(ع) را بیانمیکند، دیده میشود.(17) عطیه از کسانی است که حدیث غدیر خم رابه دورترین نفاط بلاد اسلامی رساند. پیامبر اکرم(ص) در حجهالوداع در غدیر خم دستحضرت علی(ع) را گرفت و به مردم فرمود:ای مردم، آیا نمیدانید که من از خود مؤمنین به آنهاسزاوارترم؟ گفتند: آری، یا رسول الله. سپس فرمود: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»(18) عطیه در بارهشان نزول آیه شریف (یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک منربک)(19) میگوید: «نزلت هذه الآیه علی رسول الله صلی اللهعلیه و آله فی علی بن ابی طالب (ع)(20) این آیه در منزلتحضرت علی ابن ابی طالب نازل شد. بیان چنین احادیثی در باره شخصیتحضرت، در زمانی که آشکارابدان بزرگوار ناسزا میگفتند، دارای ارزشی والا بود; زیرا درباریانآگاه و مردم ناآگاه دشنام دادن بدان حضرت در هر قنوتو خطبه را از فرایض مسلمانان میدانستند. در چنین فضای آشوبزدهای،عطیه به افشاگری پرداخت و با نقل فضایل علی(ع) کوشیدولایت را در جامعه تثبیت کند.
2 زیارت اربعین و اقدامی انقلابی زیارت اربعین عطیه و جابربن عبد الله در آن زمان حساس از بعد سیاسی همیتبسیاردارد.(21) زمانی که یزید بن معاویه ریختن خون سید الشهدا واصحابش را افتخار میدانست و شیعیان آن حضرت در خفقان شدید بهسر میبردند، بازمانده یاران پیامبر اکرم(ص) به زیارت تربتامام(ع) شتافت. او در واقع فرستاده خاتم المرسلین به شمارمیآمد; زیرا رسول خدا به وی وصیت کرده بود «یا جابر زرقبر الحسین فان زیارته تعدل مئه حجه»(22) ای جابر، قبرفرزندم حسین را زیارت کن. چون ثواب زیارتش با ثواب صد حجبرابر است. جابر بعد از شهادت امام حسین(ع) و یارانش از این فاجعه تاریخیآگاه شده، با چشمان نابینا و دلی روشن و ضمیری پاک راه کوفهپیش گرفت و خود را به دستپرورده مکتب علوی یعنی عطیه عوفیرساند. این دو بزرگمرد در اربعین شهادت ابا عبد الله الحسین(ع)و اصحابش در سرزمین مقدس کربلا حضور یافتند. و این افتخار رابه دست آوردند که از اولین زائران حرم حسینی شوند.(23) آنچهبه زیارت اربعین جلوهای خاص از شهامت و شجاعت میدهد حرکتقهرمانانه این دو زائر در آن موقعیتحساس است; زیرا بعد ازشهادت امام حسین(ع) یزید کسی را مانع ظلم و فساد خود نمیدید وتمام سعی خودش را به کار برد تا با خفه کردن صدای هر مخالفیقیام عاشورا را امری عادی و غیر الهی جلوه دهد. بدین سبب،نگرش جامعه به نهضت امامحسین(ع) در ابتدا نگرشی همراه با بیتفاوتیگاه اعتراضآمیز بود. در آن موقعیت، حرکت جابر ازمدینه و عطیه از کوفه برای زیارت سید الشهدا تاییدی بر قیامآن حضرت بود.(24) به ویژه این که این زیارت با رسیدن بانواناهل بیت و اسرا از شام و برپایی سه روز سوگواری برای سالارشهیدان و یارانش مقارن بود.(25) این حرکت انقلابی به شعلهورشدن نهضتحسینی و افشای جنایات دژخیمان بنی امیه انجامید وعطیه و جابر از بنیانگزاران قیامهایی شدند که در دفاع از قیامکربلا به وسیله توابین و دیگران شکل گرفت.
مقاومت عطیه
عطیه چون پرستویی عاشق و بلبلی نغمه سرا در هر کوی و برزنترانه عشق علی میخواند و لحظهای آرام نمیگرفت. هیچ تازیانهاینتوانست ندای این فریادگر عرفان و عدالت را خاموش سازد. تاریخهرگز مبارزه سیاسی این دانشمند بزرگ را از یاد نمیبرد. مبارزهسیاسی عطیه عوفی در زمان حکومت جبار عبد الملک مروان، پنجمینخلیفه اموی، در مقابل حجاج بن یوسف ثقفی، که دستانش به خونشیعیان علوی آغشته بود، همچنان جاودانه ماند. در زمانفرمانروایی این ستمگر اموی در کوفه قیامهای متعددی شگل گرفتکه یکی از آنها قیام عبد الرحمن بن محمد بن اشعث در سال 80 ه. ق بود.این نهضت از خراسان آغاز شد. عبد الرحمن، بعد از چندینبار درگیری با لشکر حجاج، سرانجام در سال 83 در بصره دستگیرشد. نکته جالب توجه در این قیام آن است که عدهای از بزرگان ودانشمندان شیعه و قاریان عراق مانند سعید بن جبیر و ابراهیمنخعی و عطیه عوفی، در رکاب عبد الرحمن بودند. وقتی عبد الرحمنشکستخورد، عطیه به سمت فارس گریخت. حجاج در فرمانی، محمد بنقاسم ثقفی به فرماندار فارس، نوشت، عطیه را دستگیر کرده، اورا وادار سازد به حضرت علی(ع) ناسزا بگوید و اگر امتناع ورزیدچهارصد تازیانه بر وی زده، موی سر و محاسنش را بتراشند. فرماندار فارس عطیه را فراخواند و فرمان حجاج را برایش خواند;عطیه زیر بار چنین ننگی نرفت; با کمال شهامت چون کوهی استوارماند و سختترین شکنجهها و تازیانههای امویان را تحمل کرد. این تابعی قهرمان مدتی در فارس اقامت گزید و چون قتیبه بنمسلم بر مسند استانداری خراسان جای گرفتبه آنجا رفت و چندیدر آن دیار به سر برد. سرانجام وقتی فرمانروایی عراق در دستعمر بن هبیره قرار گرفت، عطیه نامهای به وی نوشت و خواستارپناهندگی و بازگشتبه کوفه شد. عمر بن هبیره اجازه داد و عطیهبه کوفه باز گشت. این یاور مخلص اهل بیت (علیهم السلام) در سال 111 هجری قمری بهسرای جاودانگی شتافت.(27)
پینوشتها:
1- سفینه البحار، ج 2، ص 206، (چاپ قدیم); طبقات الکبری، ج6، ص 304; ریحانه الادب، ج 4، ص 218. 2- طبقات الکبری، ج 6، ص 304. 3- سفینه البحار، ج 6، ص 296; ریحانه الادب، ج 4، ص 218. 4- طبقات الکبری، ج 6، ص 304; جابر بن عبد الله انصاری، ص 208. 5- رجال شیخ طوسی، ص 51; تنقیح المقال، ج 2، ص 253; سفینهالبحار، ج 6، ص 296. 6- تهذیب التهذیب، ج 7، ص 226; تاریخ التراث العربی، ج 1،جزء اول، ص 73; طبقات، ج 6، ص 304. 7- تهذیب التهذیب، ج 7، ص 225; طبقات الکبری، ج 6، ص 246;سفینه البحار، ج 6، ص 296. 8- ریحانه الادب، ج 4، ص 218; تهذیب التهذیب، ج 7، ص 225;سفینه البحار، ج 6، ص 295. 9- سفینه البحار، ج 6، ص 294; تنقیح المقال، ج 2، ص 299. 10- ریحانه الادب، ج 4، ص 218; سفینه البحار، ج 6، ص 296;تنقیح المقال، ج 2، ص 253. 11- تاریخ التراث العربی، ج 1، جزء اول، ص 73. 12- همان. 13- سفینه البحار، ج 6، ص 296; ریحانه الادب، ج 4، ص 218;تنقیح المقال، ج 2، ص 253. 14- بلاغات النساء، ص 12; سفینه البحار، ج 6، ص 296; بررسیتاریخ عاشورا، ص 246. 15- ریحانه الادب، ج 4، ص 218; سفینه البحار، ج 6، ص 295;بشاره المصطفی، ص 89. 16- بحار الانوار، ج 101، ص 106; کامل الزیارات، باب 28: ص90. 17- سفینه البحار، ج 6، ص 294; ریحانه الادب، ج 4، ص 218. 18- بحار الانوار، ج 37، ص 185. 19- مانده، آیه 67. 20- بحار الانوار، ج 37، ص 190. 21- بررسی تاریخ عاشورا، ص 244; مصباح المتهجد، ص 730. 22- جابر بن عبد الله انصاری، ص 205. 23- بحار الانوار، ج 68، ص 130; مصباح المتهجد، ص 730. 24- اعیان الشیعه، ج 15، ص 143; مصباح المتهجد، ص 730. 25- سوگنامه 26 تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 277 و 278. 27- سفینه البحار، ج 6، ص 296; الاعلام زرکلی، ج 4، ص 237;طبقات الکبری، ج 6، ص 304.
0 Comments:
Post a Comment